1278

اصلا ً نمی فهمم چرا دیروز این همه عصبی شدم و کاسه ی داغ تر از آش، شب بارها مرور کردم و حرف زدم و توجیه کردم، از اینکه بین فامیلی زندگی کردند هر اتفاقی بر سرنوشت همه تاثیر دارد، هر چه این غیر قابل انکار باشد و هر چه دورنگری ها آزارم داده باشد، توجیه مناسب و منطقی نیست برای اینکه بین آن همه بزرگتر به خودم جسارت داده باشم...

هر وقت از جایی گله ای شنیدم باید بترسیم که شنیدن های زیاد ممکنه ظرفیت پذیرش برای ما هم اندک کرده و بازخورد و برخورد بدی در پی داشته باشه از جانب ما...


منبع این نوشته : منبع